پدر:دلم برای کودکی هایی که تویِ آغوشِ مردانه ات مچاله می شدم تنگ شده .برای روزهایِ بی غصه ای که "تو" خدایِ زمینی ام بودی و بی منت هوایِ بی قراری ام را داشتی .با تو از هیچ چیز نمی ترسیدم ، انگار دنیا تویِ دستهایِ تو بود این روزها ، ولی دنیا به من سخت گرفته و من آنقدر بزرگ شده ام که دیگر پشتِ مردانگی ات جا نمی شوم تو هنوز هم امن ترین تکیه گاهِ منیمهربان ترینم همیشه باشبدونِ تو ، دنیا جایِ ترسناکیست من زیرِ سایه ی محکمِ مردانه ات قدرت می گیرم برایم دعا کن بابا شنیده ام
دعایِ پدر ، زود مستجاب می شودهر روز روزِ توست هر روزت مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 11 PM توسط حسن
|
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
تاريخ: دوشنبه
2 اسفند
1400 ساعت: 13:38